dir=rtl>می گويند ايرانی ها حافظه تاريخی ندارند، بله.خيلی جاها اين حرف صادق است، اما گاهی سياستمداران بيش از حد روی اين موضوع حساب می کنند:

خيلی چيزها را فراموش می کنيم،خيلی چيزها را ناديده می گيريم و عادت کرديم دشمن ديروز،دوست امروز شود.در عالم سياست و بازيهای سياسی اتفاق نادری نيست،اما همان عالم سياست هم اصولی دارد.


بازيهای سياسی را هم براساس منافع ملی تعريف می کنند:نفعی که برای همه ملت باشد،ملت،همه ما.


اما حالا نفع ملی ما شده مشت محکم به دهان استکبار،به چه قيمتی؟... خيلی گزاف.به قيمت باج دادن به خيلی ها.به قيمت دست دوستی دادن با يک کرور کشوری که تا جنگ بود،دشمن بودند و امروز با افتخار دست دوستيشان را می فشاريم که جلوی ابرقدرت بايستيم! توهين ها و کينه هايشان را هم می گذاريم به حساب همان يک جهانخوار.


حالا هم قرار است با انرژی هسته ای دنبال منافع ملی باشيم...بسيار عالی.... ولی به چه قيمتی؟به چه قيمتی آقايان سياستمدار؟ به قيمت تحقير شدن؟به قيمت باج دادن به همه کشورهای ريز و درشتی که تا ۳۰ سال پيش مقابلمان عرض اندام نمی کردند؟به قيمت پشت پا زدن به تاريخ و فرهنگ و مذهبمان؟ اگر تاريخمان را می دزدند و مفاخرمان را تغيير مليت می دهند، چرا خودمان چشم بر حقيقت می بنديم؟


چرا بايد معمر قذافی ديوانه بشود برادر و متحدی که خبر حمايتش از انرژی هسته ای ايران بشود باعث فخر و شاديمان؟قذافی؟...کسی يادش رفته او با تنهايی چه کرده؟...چه ضربه ای به ايران که نه..به اسلام زده.


آقايان با همه خشمم و بغضم می پرسم:امام موسی صدر کجاست؟... می شناسيدش؟ يادتان هست؟ من يادم هست...ما يادمان هست که ۲۸ سال پيش همين مردک او را ربود.موسی صدر را ربود.کسی که يک تنه در روزگاری که ايران هنوز خاموش بود، از اسلام گفت،لبنان را زنده کرد،به شيعه اعتبار داد، از اتحاد گفت، دشمنی ها را از بين برد و خار چشم ناپاکان شد.


آيا واقعا بايد او را تعريف کنم تا بشناسيدش؟ مگر نه اينکه اين سالها آنقدر درباره ش سگوت کرديد که بسياری او را عرب می دانند؟ مگر نه اينکه اين سالها لبنانی ها بيشتر از ما از او گفتند و يادش را زنده نگه داشتند؟مگر نه اينکه تمام تحقيقات تمام کشورها ثابت کرده امام از ليبی خارج نشده و بدستور قذافی ربوده شده؟ مگر نه اينکه در اين سالها گزارش هايی از زنده بودن و دربند بودن امام در زندان های ليبی رسيده است؟ مگر نه اينکه او ايرانی ست؟....چرا،چرا سال ها کسی از اين مردک مزدور بازخواست نکردم که اماممان کجاست؟ چرا هرگز ليبی برای پاسخ دادن به وضعيت موسی صدر تحت فشار قرار نگرفت؟ چرا هرگز اين پرونده از طرف ايران در دادگاه بين الملل مطرح نشد؟


اين چه مصلحتی ست که کسی چون موسی صدر را ناديده می گيرد؟ اين چه پيروزی ست که با درآغوش کشيدن ليبی به دست می آيد؟ اين چه سياستی ست که برای مقابله با يک کشور به دهها کشور که دشمنی و کينه شان را هرگز پنهان نکردند باج می دهيم؟ با انرژی هسته چه می خواهيد بکنيد؟ بزنيد توی دهن آمريکا؟....قدرت منطقه شويد؟....به چه نامی؟به نام ايران؟ اين کشور را ملتش ساخته اند...ملت ايران. تک تک افراد اين ملت ارزش دارند.برای عزت و قدرت اين ملت باید کار کنيد.نفعی که با فراموش کردن يک ايرانی،يک متفکر،يک انديشه بدست آيد،نفع هرکس باشد،نفع ملی نيست... قدرتی که امثال قذافی بهواخند به ما بدهند،عين ذلت است.... وقتی تصويرش پخش می شد، حس کردم به همه ما، به آن پرچم سه رنگ...به همه تاريخ و هويتمان می خندد و خيالش از ما راحت ست که مثل همه اين ۲۸ سال و بيشتر از قبل سکوت می کنيم و موسی صدر را به تاريخ می سپاريم.


اما


آقايان،موسی صدر ابن سینا و رازی و آرش کمانگير نيست که تمام شده باشد (هر چند آنها هم تمام نشده اند)او زنده است:الان،در همين لحظه دارد زندگی می کند. الان با او هم نفسيم.او هنوز خيلی چيزها دارد که به ملتش بدهد.هنوز نامش خواب قذافی و امثال او را آشفته می کند،هنوز نامش لرزه بر اندامشان می اندازد،هنوز نور می دهد....خورشيد را انکار می کنيد؟


آقايان


قدرت و عزتی که برای بدست آوردنش ايرانی قربانی می شود،شايد برای شما منفعت باشد،اما برای ملت سربلندی نمی آورد...اگر قرار باشد برای داشتن دانش و تکنولوژی دشمنان را در آغوش بگيريم و باج بدهيم....همان بهتر که تسليم همان ابرقدرت شويم که لااقل قدرت برابری نداريم.اگر در طول تاريخ ايرانی اين چنين ذلت را با آغوش باز می پذيرفت و حقيقت را انکار می کرد، طلايه دار تمدن و فرهنگی نبوديم که خار چشم بسياری ست....عزت و غرور را از ما بگيرند ديگر ايرانی نيستيم.


********


* حالا معنی حرف ياسر عرفات روشن می شود که بعد از ديدار با امام موسی صدر درباره ايشان گفته بود: ايشان شخصيت جامع و منحصر بفردی دارد.اما ما کسانی را می خواهيم که رهبرشان باشيم نه اينکه آنان رهبر ما باشند....وقتی خورشيد باشی...ستاره مجال سوسو ندارد.... خورشيد را نمی توان خاموش کرد،اما می شود زير ابر پنهان ساخت تا ستاره خودنمايی کند و ماه فخر بفروشد که منم نهايت زيبايی و کمال....خورشيد را گناهی نيست جز خورشيد بودن!!!


/ 3 نظر / 5 بازدید
مدادسياه

سلام ماشاالله نمی نويسيد نمی نويسيد وقتی که می می نويسيد خواندنش آدم را احساساتی می کند! راست می گوييد من هم اين امام موسی صدر نمی شناسم! ولی خودتان که می دانيد سياست پدر مادر دارد آن هم از نوع حرام زاده اش! پس زياد عصبانی نباشيد! در اين مدت چيزهايی از سياست ديده ايم که بها دادن به ديوانه مو رنگ کرده ای چون معمر قذافی تازه قسمت باحال و خنده دار و جالب قضيه

گمنام

سلام واقعا علاقه شما به امام موسی صدر و شهامت و نثر زیبایتان انسان را مجذوب می کند .فکر می کنم اگر آخرین نظر را حذف کنید بهتر است چون ممکن است باعث دردسرتان شود. ارادتمند شما: گمنام