کابوس ديکتاتور ادامه دارد

يا من هو شديد العقاب

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

صحنه اعدام صدام و عكس جنازه اش روي صفحه اول روزنا مه ها آشفته ام مي كند: خشم و انزجار و بغض با هم است. خواندن آخرين جمله هايش مي گويد حق دارم(و داريم) اگر اينگونه باشيم.

مي گويند آخرين جمله هاي ديكتاتور نفرين امريكايي ها و ايرانيان بوده! ايراني، ايران.كابوس هميشه ديكتاتور.

كابوسي كه مي خواست با فتح پنج روزه آن تمامش كند. اما كابوس بدتري برايش ساخت.در بغداد مجسمه اي ساخته بود كه او را بالاي تلي از كلاه هاي سربازان ايراني نشان مي داد! چيزي كه مثل صاحبش دروغ بود و فقط عقده عميق صدام را نشان مي داد.شايد هم آن را ساخته بود تا كسي نفهمد كه فقط بچه هاي خرمشهر با گوشت و خونشان سيو چهار روز جلوي ارتش صدام ايستادند و زمينگيرش كردند.شايد آن را ساخته بود تا كسي يادش نيايد كه چطور نوجوانان اسير مرعوب هيبت دروغينش نشدند و به جاي ترسيدن و كرنش،او را جلوي دوربين هاي به هيچ گرفتند.

صدام بايد ايرانيان را نفرين كند: فرزندان ايران با دست خالي ،با  جانشان خوب خوش سردار قادسيه! را به هم زدند.

بهترين فرزندان ايران،بهترين جواناني كه ملتي مي تواند داشته باشد، رعناترين و پاكترين آدم هاي زمان ، زيباترين گلهاي سرزمينمان را داديم تا سرزمينمان «ايران» بماند. ما هنوز ايراني هستيم. به قيمت گلهاي پرپر شده در جنگي خانمانسوز.جنگي كه هنوز مي سوزاند. چند سال و چند نسل بايد بيايد و برود تا فاجعه جنگ تمام شود؟

تا بحال فكر كردي اگر آن جوانان رعنا، فرزندان ايران كه ايراني آزاد مي خواستند را جنگ از ما نمي گرفت،الان كجا بوديم و چه وضعي داشتيم.

اگر حسن كريمي ،دانشجوي نمونه دانشگاه شريف الان بود، اگر مهدي باكري شهردار باقي مي ماند،اگر سعيد طوقاني ورزش قهرماني را ادامه مي داد،اگر بهنام محمدي خرمشهري به سنين جواني مي رسيد،اگر تمام آن جواناني كه با همه استعداد و علايق و آرزوها و آرمان هايشان باقي مي ماندند تاهمان ايراني را بسازند كه برايش انقلاب كرده بودند، الان به جايي رسيده بوديم كه شيوخ عرب بايد خيلي بيشتر از يك ميليارد دلار خرج مي كردند تا كينه هاي كهنه شان را سبك كنند. آنوقت جايي بوديم كه چشمان تنگ نظر هيچ شيخ عربي نمي توانست ببيند كه بخواهد به فرهنگ و تاريخش دست درازي كند.

آخ!چقدر جايتان خالي است،شهيدان! امروز بيش از هميشه به شما نياز داريم.

وقتي سردار قادسيه را دار مي زدند،چقدر پست و حقير بود.آنقدر ذليل كه ارزش نفرين را هم نداشت. كاش كسي مي توانست بگويد كه شما،همه ايرانيان، در طول تاريخ چه كرده ايد كه صدام تا آخرين لحظه زندگي ننگينش نتوانست آن را تحمل كند. غير از اين نيست كه او روياي شكست ايران را داشت،رويايي كه هرگز واقعي نشد.ما شما را ،عزيزترين كسانمانرا،داديم تا ايران بماند.همان ايراني كه كوروش آرزو كرد ذره اي از خاكش شود.

صدام مرد. سريع و ناگهاني تا مبادا حرفي از ايران و جنگ هشت ساله اش بزند كه بزرگترين رسوايي بود براي همه سي و هفت كشور اروپايي و امريكايي و عربي كه همه زورشان را زدند تا ما را به زانو درآورند.

حالا كه صدام براي هميشه خاموش شده ،ديگر نمي توان جواب اين سوال را فهميد كه اين كينه قديمي و كهنه از ايران از كجاست و براي چه؟ چرا ديكتاتور عراق تا اين حد از ايران متنفر بود؟

اما اين اعدام خيلي چيزها را روشن كرد. حقايقي  كه هرگز به اين روشني آشكار نبودند.

جمله هاي زير واكنش افراد و  روزنامه هاي مختلف اروپا و امريكايي درباره اعدام صدام است:

«مسخره است كه از بابت مرگ چنين دكتاتور ستمگري غصه بخوريم.» لس انجلس تايمز

«صدام نبايد با چوبه دار اعدام مي شد.چرا نبايد از همان روش هاي وحشيانه اي كه او عليه قربانيانش به كار مي برد، براي از ميان بردن صدام حسين استفاده كنيم؟» گاردين

«اعدام صدام حسين اما پيام مهمي دربرداشت. دوران حضور همفكران صدام حسين بر سر قدرت در عراق به سر آمده است.» نيويورك تايمز

«اگر يك نفر در اين جهان بود كه شايسته اعدام باشد،قطعا مي شد او را صدام حسين دانست.اما آيا بهتر نبود كه دوران دادگاه او ادامه مي يافت و به تمام جنايات او رسيدگي مي شد؟ آيا در آن صورت جايي براي اعتراض بين المللي در خصوص اعدام صدام حسين بافي مي ماند؟» سان فرانسيسكو كرونيكل

«قربانيان صدام حسين به روش هاي بسيار وحشيانه تري كشته مي شدند و حالا عامل آن جنايات خود به پاي چوبه دار كشانده شد و به گفته حاضران ترس هم در چشمانش ديده مي شد،ترسي كه همواره خودش در دل مردم عراق و كشورهاي همسايه ايجاد كرده بود.» بوستون هرالد

وزير خارجه انگليس« او دست كم براي ارتكاب برخي از جنايات مخوف عليه عراق محاكمه شد.» وي با تكرار مخالفت كشورش با مجازات اعدام گفت« اما به اقدام مقامات عراقي كه تصميم يك ملت مستقل است، احترام مي گذاريم.»

فرانسه، اسپانيا،آلمان و هلند ضمن مخالفت با مجازات اعدام، به جنايات صدام و احترام به تصميم ملت عراق در اين مورد اشاره كردند.

و اين هم واكنش برادران مسلمان عرب:

معمر قذافي ،رهبر ليبي، با لغو جشن هاي عيد قربان،سه روز عزاي عمومي اعلام كرد و اعدام صدام را توهين به مردم عراق و تمام ملت هاي عرب دانست.

سوريه از اعدام صدام انتقاد كرد.

در شهرهاي بيت الحم و رام الله در فلسطين مراسم سوگواري براي صدام برگزار شد. در غزه تصاوير صدام را كنار تصوير ياسر عرفات نصب كردند.

اسماعيل رضوان،سخنگوي جنبش حماس، از سكوت جهان عرب در برابر اعدام صدام ابراز شگفتي كرد و اين واقع را نماد از پاي درآوردن نظام هاي عربي دانست كه به امريكا «نه» مي گويند.

گردان هاي شهداي الاقصي،شاخه نظامي جنبش فتح،اعدام صدام صدام را توهيني به امت اسلام و ملت عرب خواند و تهديد كرد كه به منافع امريكا در هر جاي جهان حمله خواهد كرد.

با همه علاقه اي كه به اتحاد شيعه و سني دارم، اما نمي توانم جمله هاي بالا را قبول كنم و بي تفاوت از كنارش بگذرم. نمي توانم آنان را برادران ديني بخوانم و براي دفاع ازحقشان جلوي كسي بايستم.

اين حرفها را با هيچ منطق و وجداني نمي توان پذيرفت كه همه آناني كه سالهاست  حمايتشان مي كنيم و برادر مي خوانيمشان ، اينقدر راحت از ديكتاتوري حمايت كنند كه با هر منطقي منفور است و مطرود.

اگر قرار است دشمني باشد و ضربه هايش،ترجيح مي دهم با همان امريكا روبه رو شوم كه حداقل مي دانند عمر يك مهره تا كجاست و اين چنين گستاخانه يك خونريز را تقديس نمي كنند.

آيا صدام غير از شيعيان كشورش و ما كسي را كشت؟

حمايت هاي كشورهاي عرب را غير از حمايت از كشتار شيعيان و بخصوص جنگ با ما، مي توان معني كرد؟

مگر نه اينكه اورا قهرماني مي دانستند كه قراربود جلوي ما بايستد؟

آيا ردپاي همان نفرت كهنه صدام از ايران در جمله هاي بالا پيدا نيست؟

شايد شيوخ عرب بتوانند به جاي صدام ،اين كينه كهنه از ايرانيان را توضيح دهند.

 

                                                                                                                 

          

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
علي شاكر

به به سلام خانم همکلاسی! نمی دونستم شما هم وبلاگ دارید! این سه تا مطلب اخیرتان این کتبه را تبدیل کرده به صدام نامه! راستی خوب و ساده می نویسید! جدی می گم! معلومه این کتیبه همون طوری که خودتون در پست اول گفتید شخصی است که امیدوارم ارتباطات هم در کنار سینما و تلویزیون بهش اضافه بشه بهش (یعنی پررنگ تر بشه!) این وبلاگهای ما بچه های علامه هم می تونه گاهی اوقات به سمت فعالیتهای علمی بره! یعنی می شه باهاش خیلی کارها کردها! موفق باشید و پیروز!

دانشطلب

نمی دانم توی همين روزها به کسانی برخورد کرده ای که از مرگ صدام هيچ احساسی نداشته اند و حتی بعضی هايشان با پز روشنفکری به مدح مرضوارانه صدام پرداخته اند يا نه؟ متاسفانه من داشته ام با آنکه همه اسمهايی که برده ای قهرمان بوده اند و عقده يک سانتيمتر از اين خاک را به دل عربهای خائن گذاشتند اما همين بيخ گوش خودمان بعضی ها پيدا می شوند که سرنا را از طرف گشادش می زنند .... دوست داشتيد به ماهم سربزنيد فعلا