تحصن خانواده صدر...آری یا نه؟

در نزد      هر    مردمی       اراده  حیات   راه    پیروزی  ست،  هرچند    که   این   راه    از نقطه ای    کوچک    آغاز     شود.     امام  موسی     صدر

چند روزی ست پیشنهاد اعتصاب غذای نامحدود خانواده امام موسی صدر در قم مطرح شده. ان هم به عنوان تنها راه حل موثر و  قابل قبول برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر و مختومه کردن پرونده سی ساله.

پیشنهاد جذابی ست! بخصوص برای جوانانی که تازه با امام موسی صدر و سرنوشتش اشنا شده اند.

اما کمی صبر کنیم و واقعیت را ببینیم: قرار است تحصن خانواده در خانه پدری درقم، افکار عمومی ایران را تحریک کند، حوزه علمیه قم را به جنب و جوش درآورد، تیتر یک اخبار رسانه های ایران شود و در نهایت مجموعه نظام را تحت فشار قرار دهد تا درکمترین زمان سرنوشت امام صدر را روشن کنند.

سوال همینجاست:

1- آیا این حرکت تیتر یک رسانه ها می شود؟ آیا رسانه های اکثرا دولتی ایران چنین اتفاقی را پوشش می دهند؟ در حالی که بسیاری از اخبار مربوط به پرونده امام کامل منعکس نمی شود.

2- آیا تمام شخصیت های حوزه علمیه از این حرکت دفاع می کنند؟ این سال ها حتی از دوستداران امام بسیار شنیدیم که مصلحت نظام ارجح از سرنوشت امام صدر است. مصلحتی که با حفظ رابطه با لیبی محقق می شود، نه آزادی امام موسی صدر! آیا کسانی که تا امروز حتی در مقام صحبت از پیگیری جدی سرنوشت امام حتی به قیمت قطع رابطه با لیبی دفاع نکرده اند، فردا روزی از چنین حرکتی حمایت می کنند؟

3- امروز، از هفتاد میلیون ایرانی چند نفر امام موسی صدر را می شناسند؟ چند نفر می دانند ایرانی ست؟ چند نفر از سرنوشتش اطلاع دارند؟ و چند نفر علاقمند آزادی امام هستند و آماده برای هزینه دادن در این راه؟

قصد سیاه نمایی ندارم. در این سی سال شخصیت امام موسی (عمدا یا سهوا) مهجور و غریب مانده. اگرچه در دو - سه سال اخیر موج  جدیدی ایجاد شده که بیشتر از قبل از ایشان می گویند و می نویسند، اگرچه بسیاری با امام آشنا هستند، اما هنوز آشنایی افکار عمومی با امام آنقدر نیست که از اعتصاب غذای خانواده امام حمایت کنند یا خود به آن بپیوندند. بسیاری شاید علاقه و ارادتی داشته باشند، اما اینجا صحبت از حرکتی ست که در جامعه ما معمولا پرهزینه است.

آیا واقعا در این سال ها امام موسی صدر را آنگونه معرفی کردیم که مردم ایران به عنوان یک الگو و یک متفکر به وجودش و حضورش احساس نیاز کنند؟ که بخاطر این اعتقاد حاضر به هزینه دادن شوند؟

4- «مصلحت»؛ واژه ای ست که سی سال بزرگترین مانع آزادی امام موسی صدر بوده. طی سه دهه و در زمان های مختلف (چه سال های بحرانی اول انقلاب، چه جنگ، دوران سازندگی، اصلاحات و دولت فعلی) منافع ملی ایران طوری تعریف شده که پیگیری سرنوشت امام صدر در بهترین حالت شامل آن نمی شده و بدترین حالت ضد آن بوده!

در دوران جنگ به بهانه حمایت ها و کمک های لیبی به مصلحت نبود، در زمان حال به بهانه پرونده هسته ای و اتحاد اسلامی.

در چنین جوی آیا روشن نیست که تحصن خانواده صدر با همین بهانه مورد حمله و اعتراض قرار می گیرد و انگ مصلحت نیندنیشی می خورد؟ کافی ست این برچسب مطرح شود تا کل حرکت و اعتراض و حتی کل جریان پیگیری سرنوشت زیر سوال برود! و برای همیشه بایگانی شود!

چه تضمین و دلیلی برای بروز اتفاقی غیر از این وجود دارد؟ کسانی که در این سال ها مانع روشن شدن سرنوشت امام شده اند، امروز هم می توانند همان بهانه ها (این بار بلندتر و شدیدتر) مطرح کنند.

5- مگر خانواده امام سال 1358 در بیروت دست به تحصن نزدند و از دولت ایران  خواستار پیگیری جریان نشدند؟ نتیجه چه شد؟ غیر از اینکه قول هایی داده شد و بعد هیچ؟

شاید گفته شود امروز خانواده امام باید بشدت بر خواسته خود پافشاری کنند، اما همانطور که در این سی سال این خاندان شریف، خار در چشم و ستخوان در گلو، در مقابل نظام در محذوریت قرار داشتند، همچنان در این وضعیت قرار دارند.

 

6- تحصن و تجمع حرکت هایی دانشجویی اند. نمونه های اخیرش تجمع مقابل سفارت های کشورهای دانمارک، انگلستان و مصر است. چرا برای امام صدر از پتانسیل جنبش دانشجویی استفاده نمی شود؟ چرا فقط خانواده امام نشانه می روند؟ مگر جوانان بیشتر از دیگران امام را نمی شناسند و شیفته اش نمی شوند؟  چرا اعتراض دانشجویی به بهانه در شان امام نبودن! رد می شود، اما تحصن خانواده در شان امام هست؟

 

7- آیا شروع این حرکت از خانواده امام شائبه شخصی بودن و عاطفی بودن این خواست را بوجود نمی آورد؟ آیا طرح چنین پیشنهاد مهیجی! انتظار نامعقول و نابجایی از این خانواده بزرگوار ایجاد نمی کند؟ انتظاری که می دانیم امکان انجامش را ندارند.

 

سخن آخر….

 

تاکید بر ایجاد فضا در افکار عمومی و فشار مردمی برای پیگیری جدی سرنوشت امام صدر و واکنش در برابر گسترش رابطه با لیبی سخن درستی ست و به واقع تنها راه ممکن و عملی ست، اما راهکار رسیدن به چنین فضایی تحصن خانواده امام نیست!

 

ما که ادعای دوستداری امام موسی را داریم،‌باید از روش خودش استفاده کنیم؛ حرکت از پایین و از بین توده های مردم.

 

باید از راه های مختلف، به بهانه های مختلف و در رمان های مختلف امام را معرفی کنیم. برگزاری همایش ها و مراسم های مختلف، در سطوح متفاوت، یا انتشار مطلب در مطبوعات (و نه تنها اینترنت) نمونه هایی روشن هستند.

 

در یکسال اخیر، در دو راهپیمایی بزرگ کشور، روز قدس و 22 بهمن، پوستر امام در تهران توزیع شد؛ کاری که تا قبل از آن بسیاری مخالف آن بودند. آن را بیهوده و حتی دور از شان امام می دانستند! اما همین تجربه کوچک و ساده و واکنش کردمی بسیار جالب و البته موثر بود. چرا که مردم عادی از قشرهای مختلف لااقل تصویر امام را دیدند و نامش را خواندند و  فهمیدند سید موسی صدر ایرانی ست و در بند لیبی. (نتیجه مورد انتظار از چنین کاری هم همین بود؛ یک تلنگر در ذهن مردم)

 

امسال در نمایشگاه قرآن حداقل 20 هزار نفر از مردم با امام موسی صدر آشنا شدند. آن هم با یک غرفه کوچک و ساده دانشجویی.

 

آیا پیشنهاد دهندگان و مدافعان تحصن خانواده امام هم چنین کارهایی کرده اند، که امروز بدنبال آن از آماده بودن ذهن مردم ایران مطمئن هستند؟

 

باید مانند خود امام از مردم شروع کرد. باید اول مردم آگاه شوند و امام موسی صدر را بشناسند، بعد دست به تحصن یا اعتراض زد.

آیا بعد از سی سال ما باید بنشینیم و منتظر بمانیم و متوقع باشیم که خانواده امام پیشاپیش ما حرکت کنند؟

 

مگر ادعای فرزندی امام را نداریم؟ مگر خودمان را سرباز سید موسی نمی دانیم؟ پس چرا اول خودمان شروع نکنیم، تا عزیزان امام موسی درپناه حضور ما خواست بر حقشان را مطالبه کنند؟

 

  همراه شو عزیز  

  کاین درد مشترک

هرگز جدا جدا

 درمان نمی شود.....

 

 این مطلب را هم بخوانید.

 

/ 76 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مداد

1: چرا امام صدر سی سال پیش ربوده شد ؟؟ جوابش کاملا روشنه .امام موسی صدر بر طبق مدل های مبارزه با خیزش های اجتماعی و انقلابها ی بزرگ جزو ان دسته افرادی قرار گرفت حتی قبل از پیروزی اتقلاب با توجه به اینکه رهبر انقلاب امام خمینی اعلام کرده بود که امام موسی صدر رهبر اینده ایران است . باید حذف می شد . همانطور که فرزند امام خمینی (مصطفی ) حذف شد ..گرچه با توجه نقش امام موسی صدر و محبوبیت فوق العاده ایشان بین رهبران اجتماعی ومذهبی دنیا نمی شد ایشان را ترور کنند .او را گمشده اجباری کردند . .این طرح در مرحله دوم خود پس از انقلاب ایران رهبران موثر و تاثیر گذار مردمی و اجتماعی که نفوذ بیشتری در بین روشنفکران و عموم مردم داشتند و توانایی اصلاحات فرهنگی واجتماعی داشتند را ترور کرد مانند بهشتی و مطهری و ....

مداد

2: حالا باید چکار کنیم : الف همه ما می دانیم سی سال از ربودن امام گذشته والان ایشان در دوران کهولت بسر می برند .ب: رابطه ایران ولیبی اکنون طوریست که کفه به نفع ایران است و ایران می تواند به لیبی فشار بیاورد واگر خواست عمومی بوجود بیاید حتما دولت ایران هم بر اساس ضرورت پیگیری سرنوشت امام موسی صدر را از طریق مجامع بین اللملی را سرحوله کارهای خود قرار خواهد داد. 3: بر خلاف همه نظرات موجود ی که در قسمت نظرات خواندم .پیگیری سرنوشت امام وظیف همه می دانم . اکنون بحث ساعت ودقیقه مطرح است وپیگیری ظلم و رفتار غیر انسانی که با یک شخصیت بزرگ مطرح است .

مداد

اکنون هر اقدامی برای ازادی امام یک اقدام درست است حتی اگر ناکام باشد . از اعتصاب غذای خانواده امام موسی صدر گرفته تا ایجاد وبلاگ برای امام و یا همایش و یا تجمع دانشجویی و حتی ... اینده روشن است ..شما فقط با هم باشید ..هدفتون ازادی امام باشه ..حالا می خواهید بهر روش و یا دسته ای خواستید عمل کنید ولی ازادی امام را مطالبه کنید ..تا واکنش های ابشاری براه بیفته ..نگذارید اسم امام از هدلاینهای رسانه پایین بیاید .ازادی امام انجام مناسک نیست ..ازادی امام تلاش برای نجات جان یک انسان است..نجات یک جان انسان دربند....یک گمشده اجباری ..فقط شما یک گام به جلو حرکت کنید ..یک گام ..

مداد

اینها را بخاطر درخواست مهدیه عزیز نوشتم ...وگرنه ..من هم یکی از ان هفتاد میلیون انسانی هستم ..که الان روش حساب باز نکردید ....

مهديه پالیزبان

قابل توجه همه دوستان و خوانندگان اين وبلاگ: اول، از مهدي عزيز بخاطر ابراز نظرش ممنونم كه بسيار زيباتر از من مدعي دوستدار امام گفته. خوشحالم قبل از اين كامنت، نظرات اوست كه اميدوارم همه مان يكبار ديگر با دقت بخوانيمش. دوم، از همه مي خواهم بعد از اين، فقط و فقط درباره راه هاي پيگيري سرنوشت امام نظر بدهند. از اين به بعد، به نظرات و انتقادات ديگر، بخصوص حملات شخصي، پاسخ نمي دهم و حتي شايد بطور عمومي هم منتشر نكنم. هدف من از نوشتن اين مطلب، كمك به پيگيري جدي تر سرنوشت امام موسي صدر بوده و هست. كسي كه براي بودن دوباره اش، از نثار جان هم دريغ ندارم. تحصن و اعتراض كه جاي خود دارد. پس به سهم خود جلوي هرگونه بحث انحرافي و اختلاف را خواهم گرفت. با آرزوي بازگشت يوسف ايران

احمدی ثانی

بعید می‌دانم که شما امام صدر را به درستی شناخته باشید! و الا حتما باید بر آینده کار خود نگران و بیمناک باشم! ... ---------------------------------------- سخن آقای کمالیان بسی جای تامل دارد. و واقعا متاسفم که شخصیتی مانند ایشان اینقدر راحت مورد بی اخترامی جوانهایی دارد که چیز زیادی از امام نمی دانند و از روی احساسات شخصی نظر دهی می کنند یا اینکه به دعوت دوستی یا ... اصل ماجرا اینجاست که تناسبی بین نظریات شما و آقای کمالیان نیست . ایشان به نوان فردی با سواد و پیشکسوت بیشتر می توانند راهگشای امام باشد. به نظر من صحبتهای این فرد با تجربه و تحصیل کرده را بر احساسات جوانی خودتون چیره کنید. حرف آقای دکتر درست است فعالیتهای شما گرچه ارزشمند اما دست و پا زدنی بیش نیست. و مطمئنا ماندگار هم نیست. برای موقت و دلخوش کردن.

وحید خراسانی

پیشنهاد بسیار خوبی است حداقل اینکه می دانیم به دنبال یک نتیجه منطقی هستیم نه محکوم کردن هم دیگر . در پست آخرم ضمن توضیحی بر نقدی که بر نظر دکتر کمالیان داشته ام به چند مورد اشاره کرده ام

حسین آجورلو

با سلام هر اقدامی نام امام موسی صدر را را زنده کند و مسئولین مدعی عدالت را به فکر وادارد اقدام مثبتی است . با تشکر

سعیدی کیا

سلام آقای وحید خراسانی ما را هم به داخل گود دعوت کنید ما می خواهیم همراهتان باشیم نه در مقابلتان دستمان را بگیرید من از صمیم قلب دوستداران امام را دوست دارم و گر ذره ای فکر می کنید که اینجانب با کامنتهایم خللی ایجاد کرده ام عذر خواهی می کنم از خانم مهدیه نیز که به بحثها پایان دادند تشکر می کنم .

وحید خراسانی

آقای سعیدی کیا من انتظارم فقط انصاف در نقد کردن دیگران ا ست نه چیز دیگری .این احساسی که بیان فرموده اید یک حس متقابل است که من هم نسبت به یاران و دوستداران امام صدر دارم. از اینکه بحثها به پایان رسیده و امکان اینکه فضایی برای نتیجه گیری منطقی بوجود آمده من هم خرسندم . به امید روزی که به کمک همه یاران امام در کنار امام صدر و در جهت ایجاد "حکومت صالحه " قدم برداریم