تا تو نباشی، هر روز من عاشوراست

امامم باز هم جواب می دهد: « گریستن و برپا کردن مجالس کافی نیست. حسین به

اینها نیازی ندارد. حسین شهید راه اصلاح است.....در زمانه ما، اگر منکر ترک شود و به

معروف عمل، و جامعه اصلاح، امام حسین به هدفش از شهادت رسیده است. و امروز،

هر اندازه که معروف ترک شود و به منکر عمل، و میان مردم فساد اشاعه یابد، بدین

معناست که در این برهه از زمان و این نسل از امت، خون امام حسین را به هدر داده

است!»

خب! ما که جزو فاسدان و ستمگران نیستیم. می شود کاری نکرد؟

باز هم صدا می آید: « ستم کردن تنها به این نیست که چیزی را به کسی که شایسته

آن نیست بدهیم، بلکه ستم کردن با سکوت دربرابر پایمال شدن حق هم محقق 

می شود!»

هر روز اینهمه اتفاق می افتد. همه جای دنیا ضعیف و قوی هست. کسی گوشه ای

حرفی می زند، کسی پول کسی را می خورد، کسی به زیر دستش زور می گوید. اینها

دیگر قانون زندگی ما شده.

صدای امام می آید که می گوید: «حق، چه کوچک باشد و چه بزرگ، حق است و ستم،

چه کم باشد و چه زیاد، ستم است. راه کج و منحرف از ابتدا تا انتها در انحراف است و

همه در یک امتداد هستند. حق کوچک بزرگ می شود و گسترش می یابد و سیلی زدن

به صورت یتیم به کشتن حسین علیه السلام می انجامد!»

نه! کار جدی ست. توجیح و مصلحت هم جواب نمی دهد. راستی! در طول تاریخ چقدر

ظلم های کوچک را نادیده گرفتیم و ظلم های بزرگتری سرمان آمد؟ چند بار اتفاق افتاد

که کسی به ناحق متهم شد، تکفیر شد، حذف شد، اما سکوت کردیم. یا چون

مخالفمان بود، لذت بردیم از نبودنش! امروز، اما نالانیم از اینکه حقمان رعایت نمی شود.

دیروز، یک نفر و ده نفر بودند، امروز ماییم، ده ها ده ها نفر! کمی که خاطرات جمعی مان

را مرور کنیم، مصداق هایش را پیدا می کنیم.

حالا چه کنیم؟ مگر من چقدر قدرت دارم؟ با کدام سلاح؟ از کدام راه؟

امام باز هم از حسین (ع) درس می دهد: « حسین می گوید: یزید هر چه بزرگ باشد و 

سپاهش هرچه عظیم باشد و هر اندازه که عوام فریبی اش گسترده و دامنه دار باشد و

هر اندازه که افکارش جهنمی و گسترده باشد، فداکاری را در میدان بیاور، تا همچون

دسته های ملخ پراکنده شوند و از تو فرار کنند.»

انگار نه جای سکوت است، نه توجیح، نه مصلحت بازی. انگار دیگر عذری جواب 

نمی دهد! اگر بدانم ظلمی وجود دارد، هرقدر کوچک، هر قدر تنها و دست خالی،

نمی توانم سکوت کنم. سکوت کنم؟ هربار که به واژه «سکوت» می رسم، صدای

امامم، سید موسی صدر در همه تاریخ، در همه وجدان ها طنین انداز می شود و همه

پرده های غفلت و رخوت را پاره می کند که: «اگر سپاهیان یزید تنها 20 یا 50 تن بودند،

آیا باز ممکن بود حسین کشته شود؟ آیا یزید، این زیاد و عمر بن سعد باز می توانستند

پیروز میدان شوند؟

قطعا خیر!

پس چه چیز سبب شد تا آن فاجعه خلق شود؟

واضح است:

فرمان آمران، اقدام عاملان، تایید حامیان و سکوت خاموشان!

صریح بگویم:

امت آن روز همه در قتل حسین شرکت کردند!

همه آن امت، جز اندکی، با گفتار، کردار، رضایت و سکوت خود در خلق فاجعه کربلا

مشارکت جستند.»

فردا عاشوراست.

عاشورای 1388 هجری شمسیِ ایران.

و من هستم با صدای امامم که گویی امروز برایم حرف می زند و انتخاب میان عاشورایی

که موسی صدر برایم ترسیم کرده، با عاشورایی که فقط بوی قیمه نذری و هیئت بازی

می دهد!

راستی! چه خبر از سید موسی صدر؟ هنوز دربند است؟ هنوز در غربت است؟ هنوز قرار

است در اسارت باقی بماند به اسم مصلحت؟

جمله ها را یک بار دیگر بخوان: از کشتن حسین، بزرگ شدن ستم.... تا سکوت

خاموشان!

فردا در تقویم عاشوراست، اما تا ظلمی  هست و مظلومی، هرروز عاشوراست و هر روز

باید انتخاب کنی که در سپاه حسین (ع) باشی یا عمر سعد.

آیا ٣١ سال اسارت معنای مظلومیت نمی دهد؟

فردا عاشورای تقویم است، برای من اما، هر روز که امامم دربند است، عاشوراست!

ما از کدام دسته ایم؟ آمران؟ عاملان؟ حامیان؟ یا خاموشان؟!

 

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
کمالی

سلام پیام عاشورا درک حقیقت و استقامت برای اصلاحات است ولو اینکه همگان در جهل و کژی باشند, در این هنگام است که رسالت انسان صالح نمود پیدا می کند. شهادت سالار آزادگی و رادمرد آزادی بر شما تسلیت باد.

فهیمه

سلام. این روزا فکرای عجیبی به ذهنم میرسه: شاید از مترو استفاده کرده باشی و دیده بشی که اونجا برای خودش فروشگاهیه.هر دم هستند موسساتی که برای تبلیغ نماینده ای میفرستند تا براشون توی مترو تبلیغ کنه.فکر کن!اگه تو جای من بودی به ذهنت نمیرسید که هر روز همه ی واگنا رو طی کنی و برای امامو به همه معرفی کنی؟![نیشخند] حتما از کتابای کوچیکی که توی اتوبوسا هست اطلاع داری،خب چه اشکالی داره بین این همه کتاب که شهرداری تهیه میکنه یه چند تا هم من بذارم؟![نیشخند] مهدیه جونم یه چند تا تاریخای مهمو بهم بگو برای اغتشاش مقابل سفارت لیبی!-نگران نباش تسخیرش نمیکنیم!_.[نیشخند] یه نامه ای خطاب به شهردار تهران تهیه کنیم و بخوایم نام خیابونی رو که سفارت لیبی توشه به امام موسی صدر مزین کنه.بعد هم اونو به امضای طرفداران این طرح برسونیم.[شکست][پلک] ... مهدیه جون همه ی این ایده ها ماله خودم نیست[من نبودم] اما جالبند نه؟![رویا] همچنان موفق باشی.[خداحافظ]

میثم مبین

سلام هر یک یا دو روز به وبلاگتون سر می زنم خیلی وقته منتظره یه مطلب جدید از شما هستم ما رو بیشتر از این منتظر نذارین

محمدرضا

سلام راستش شناخت چندانی از آیت الله صدر ندارم . اما میخوام ایشون رو بشناسم و با عقایدشون آشنا بشم . میخوام ببینم ایشون یک روحانی واقعی بودند یا فقط یک ... (مثل خیلی ها) . ببخشید اینجوری میگم چون شناختی از ایشون ندارم . شما میتونید کمکم کنید ؟ (فقط بگم که به کتاب های منتشر شده کنونی در مورد ایشون نمیتونم اعتماد کنم. اگه راه های دیگر و معتبری دارید خوشحال میشم کمکم کنید . لطف می کنید)